توصیف روز مصاحبه دوستان عزیز
شرح مصاحبه مصطفی با آفیسر کمیل
مصطفی مجرد 36 ساله زبان فرانسه 5 و5 زبان انگلیسی 3 و3 رشته تاسیسات تاریخ ارسال مدارک 17 سپتامبر 2011 دریافت فایل نامبر 7 نوامبر 2011 نامه دعوت به مصاحبه 18 سپتامبر 2012 تاریخ مصاحبه 6 نوامبر 2012
مصاحبه من روز 6 نوامبرساعت 3 با آفیسر کمیل بود. من روز قبل از مصاحبه به استانبول رفتم و همانروز به هتل هیلتون پارکسا رفتم تا روز مصاحبه مشکلی از نظر پیدا کردن آدرس هتل نداشته باشم.
روز مصاحبه نیم ساعت قبل از مصاحبه به هتل رفتم و در لابی منتظر نشستم. حدود ساعت 3 یک خانم جوان آمد اسمم را صدا کرد و همراهش به طبقه پایین رفتم در طول راهرو سطح زبان را از من پرسید که گفتم کمی بلدم و در جواب به من گفت مشکل شد.
سپس وارد اتاق شد و خودش را معرفی کرد شرایط مصاحبه را توضیح داد و شرایط قبولی و ردی را گفت و بی درنگ پاسپورت را خواست و پرسید کی به استانبول آمدی و حرف مرا با مهر پاسپورت چک کرد. بعد اصل مدر ک تحصیلی و ریز نمرات را خواست. سپس ترجمه ها را گرفت تاریخهای فارسی را به دقت نگاه کرد بعد اصل مدرک پنج سال آخرکاری را خواست. بعدش ترجمه ها را گرفت و در فرمی که به مونترال ارسال کرده بودم و دست او بود امتیازها را می نوشت.
در مورد مدارک کاری فقط نامه های شرکت را خواست و اصلا صحبتی از بیمه نشد در صورتی که در ایمیل دعوت به مصاحبه فیش حقوقی یکسال آخر بیمه و نامه بانکی هم خواسته بودند ولی هیچکدام از اینها را از من نخواست و من هم همان مدرکی را که میخواست به او میدادم. در بین دیدن پاسپورت تا نامه های کاری هیچ صحبتی رد و بدل نشد. بعد از دیدن نامه های کاری شغل پدرم را پرسید و از شرایط سربازی پرسید و اینکه چند ماه خدمت سربازی انجام دادم. بعد از آن یک سوال راجع به برادرم به زبان انگلیسی پرسید که جواب من مخلوط فرانسه و انگلیسی بود که اون کلمات فرانسه را تصحیح و انگلیسی آنرا به من می گفت و در صحبت کردن انگلیسی به من کمک کرد.
من منتظر بودم تا سوال دیگری بپرسد ولی به سراغ کامپیوتر رفت و چیزهایی تایپ کرد و برگه سی اس کیو را پرینت و امضاء کرد من خودم را برای یک مصاحبه سخت حاضر کرده بودم و در آن لحظه اصلا باور نمی کردم که مصاحبه به این سرعت و سادگی تمام شده باشد .
بعد از امضاء از من در مورد اینکه وکیل دارم پرسید وتوضیح دادم که فرمها را به کمک برادرم پر کردم و سوالاتی درمورد سن شغل و مدرک تحصیلی و مقدار آشنایی برادرم به زبانهای فرانسه وانگلیسی پرسید و راجع به ارسال مدارک به سیدنی توضیحاتی داد. می توان گفت بیشتر صحبت من با خانم کمیل بعد از دریافت سی اس کیو بود و قبل از آن شاید 12تا 15 جمله رد و بدل شد.
با تشکر از لیلای عزیز که با راه اندازی این وبلاگ کمک خیلی زیادی به متقاضیان مهاجرت میکنند.
همچنین تشکر از استاد گرامی خانم هدایت شده که ساده حرف زدن فرانسه را به من یاد داد .
شرح مصاحبه صدف با آفیسر ژولین
تاني و ليلاي عزيز با تشكر از همه ي زحماتتون شرح مصاحبه مو براي راهنمايي ساير بچه ها مي فرستم.اميدوارم مفيد باشه
مجرد؛ رشته مديريت بيمه و ديمند؛ 4 سال سابقه كار مرتبط با بيمه؛ فايل نامبر دسامبر 2010؛ سن 5/26؛ فرانسه 6 و 7 انگليسي 12 و 12 مدرك دلف ب1 با نمره 100/61 مدرك تافل:670/587
بچه ها من تونستم همه ي آفيسرها روببينم. فكر مي كردم مصاحبه ام با مادام كلمانس باشه,يا سيمون و يا اون خانم جوونه.چون همشون دونه دونه اومدن بالاي سرم و اسم خوندن.اون خانم جوونه كه ظاهرا اسمش كميل بود، ول كن نبود. الا و بلا مي خواست با من مصاحبه داشته باشه.اسم عجيبي خوند كه گفتم نه.من اسمم اينه ولي مي خواست برگه درخواست مصاحبه مو ببينه كه گفتم توي چمدونه.و اون با نگاهي خيره بهم نگاه كرد و به سختي ازم دل كند. فكر كنم مي خواست بگه خوب عزيزم در چمدونو باز كن بده به من كه من اون موقع دوزاريم نيفتاد از بس استرس داشتم. بچه ها مي دانستم 3 آفيسر اونجا هستند و مادام كلمانس هم با يك آقا و خانم مصاحبه داشت.سيمون و كميل هم آمدند و اسم مصاحبه شونده هاشونو بالاي سر من خوندند. پس مي ماند ژولين.
خودم را براي اينكه با يك آفيسر جوون مصاحبه بدم آماده نكرده بودم. اصلا و ابدا. داشتم با خودم شرايطمو تحليل مي كردم كه يك آقا كه با خانمش با هم آمده بودن و ظاهرا ساعت 3 مصاحبه داشتند بلند بلند گفت اون آقا جوونه ماهه؛ ولي بچه ها از صميم قلب آرزو كردم با اون نباشم چون خودم را آماده نكرده بودم با يك افسر جوون مصاحبه بدم. ساعت هم از 2 گذشته بودن و همه ي آفيسر ها راس ساعت آمده بودند و اسم مصاحبه شونده هارو خونده بودن الا آفيسر من . ساعت 2:15 در آسانسور باز شد و ژولين بوآ اومد. من دور ترين نقطه به آسانسور و راه پله بودم و غير از من يه خانم شيمسيت با مادرشون و اون خانم و آقاهه نشسته بودند. روز قبل هم يك خانم ديگه اتفاقا توي همون هتل اقامت داشتند و روز قبل با ژولين مصاحبه داشتند و قبول شده بودند با مادرشون توي لابي نشسته بودن و داشتند كارهاي چك اوت رو انجام مي دادند.
در آسانسور كه باز شد ژولين يك راست از فاصله ي دور(10-12متري)به من كه نسبت به بقيه حضار فاصله ام از آسانسور بيشتر بود نگاه كرد و اسممو خوند و چشمش بعد من تو سالن چرخيد. دستمو بالا بردم از فاصله ي دور سلام دادم اون هم جواب داد و همون جا ايستاد منتظر من .من هم چمدون كوچكم را با زحمت دنبال خودم كشيدم و راه افتادم. وقتي پيشش رسيدم دستشو براي دست دادن دراز كرد و به فرانسه گفت از آشناييتون خوشبختم .من هم با هاش دست دادم و خيره خيره بهش نگاه كردم بي آنكه حرفي بزنم و اون هم همين كارو كرد. فكر كنم حتي نگام حالت چشم غوره هم گرفت.يعني كه اينو من بايد مي گفتم تو چرا گفتي؟؟؟ خلاصه يه چند ثانيه اي واسه بچه هايي كه توي لابي نشسته بودند فيلم سينمايي شديم تا سوار آسانسور شديم(اول من و بعد اون).موقع سوار شدن به آسانسور هم تعارفش نكردم و بعد سوار شدن به انگليسي گفتم عذر مي خوام و گل بعدي رو كاشتم.توي آسانسور براي اينكه مطمئن شه من فرانسه بلدم يا نه گفت وسايلتون زياده !گفتم فايل هام زياده و بنده خدا يه كم خيالش راحت شد.
بچه ها ژولين قد بلندي داره بالاي 190.حدودا 32-33 ساله مي زد.و جاي برادري خوش چهره اس.فرانسه رو با لهجه قشنگي حرف مي زنه ولي نمي دونم چرا لهجه انگليسيش زيباتره. انگار كه انگليسي زبون مادريش باشه. البته من فرانكوفن نيستم ولي برداشت شخصي من اين بود. ژولين مرد متشخص ,متين,سنگين و سليم النفسيه.به حرفتون با متانت گوش ميده و لبخند مي زنه.كلا در درجه اول بهتون به عنوان يك انسان احترام ميگذاره، بعد به عنوان كسي كه آمده به كبك مهاجرت كنه.بهتون انگ دروغگويي نمي زنه و كلا آدم متعادليه ولي اين طور برداشت نكنيد كه الان اگه فرانسه تون خوب نباشه و يا مدرك جعلي داشته باشيد مي گه فداي سرتون بفرماييد كبك. اصلا و ابدا. اتفاقا به نظر من نمره فرانسه رو همون چيزي كه هستيد ميده .نه بالاتر نه پايين تر.
من شرح مصاحبه زياد خونده بودم و مي دونستم آفيسر ها توي دادن نمره زبان خيلي خوشبينن ولي ژولين دقيقا نقطه تعادله .من با توجه به كساني كه مصاحبه رفته بودند و آمده بودند و با توجه به اين كه5/3ساله توي كانون زبان دارم به طور پيوسته و با سيستم سختگيرانه كانون زبان پيش مي رم,فكر مي كردم س1 رو شاخشه ولي ژولين بهم گفت كه نه.بايد خيلي زبان فرانسه بخونم و براي پيدا كردن كار توي كبك به اون احتياج دارم.
نكته دوم اينكه بچه ها آفيسر ها با هيچ كس شوخي ندارند.كاري هم ندارند ديمند هستي يا نه.مثلا همه ي كسايي كه من اين چند روزه ديدم مصاحبه داشتند12 يا 16 امتيازي بودند.اصلا 6 امتيازي نديدم .با وجود اينكه زبان فرانسه و انگليسي من خوب بود و رشته ام ديمند بود ولي ژولين همه چي ازم پرسيد.از اخبار كبك بگير تا بازار كار و خونه.
سوال هاي متداول رو نپرسيد. سوال هاي اساسي پرسيد.از فرم مالي و ارزشهاي كبك وچشم من چه رنگيه و اتاقو توصيف كن و ... ...خبري نبود و فقط سوال هاي اصل كاري رو پرسيد و تا مي خواستم چيزي رو بيشتر توضيح بدم,مي گفت اوكي اوكي قبوله.من يك چمدون پر برده بودم.كلي مدرك و با اين قيمت هاي سر سام آور دارالترجمه تر جمه كرده بودم ولي هيچ كدوم رو نديد.به حرفام اعتماد مي كرد و به همين خاطره كه مي گم از سلامت نفس برخوردار بود.نحوه ي برخورد اول من باهاش خوب نبود چون شوكه شده بودم و يك جا هم از زور استرس حرفي رو كه زد نفهميدم و با حالت طلبكارانه و عصبي گفتم متوجه نشدم .درست اين بود كه مي گفتم خواهش مي كنم تكرار كنيد ولي اثرات فشاري كه اين مدته براي آمادگي مصاحبه و جمع آوري مدرك و چونه زدن با اين ارگان و اون ارگانو و دارالترجمه و.... بهم اومده بودم به بهترين شكلش اونجا نمود كرد.اگر ژولين آدم متشخص و درستي نبود خيلي راحت مي تونست سر مصاحبه جوري حالمو بگيره كه خودمم تو كف بمونم ولي با وجود اينكه از چند تا از برخوردام جا خورد اصلا توي مصاحبه ام قاطيش نكرد.بچه ها آفيسر ها با كسي شوخي ندارند.فكر نكنيد چون ديمنديد يا جوونيد يا خانوميد يا حتي زبان فرانسه و انگليسي و ظاهرتون خوبه الان بي خيال مي شن.بايد نمره بهتون بدن و مثل ايران كيلويي نمي دن.رو اصول و ضوابط مي دن.ژولين هم مثل بقيه.برخوردش خوبه و حتي مي خوام بگم از همشون بهتره و سوالاي يك قرووني ازتون نمي پرسه و يا گير الكي نميده ولي دليل نمي شه كه كارشو انجام نده.نكته ديگه اينكه بچه ها بر خلاف اوني كه همه فكر مي كنن لازم نيست با آفيسر به اصطلاح قاطي شيد.هميني كه به پروندتون مسلط باشيد كافيه .لااقل تجربه من با ژولين اين طور بود.پقله رو بهم ب2 داد.اكوتو ب1.و رو سي اس كيوم نان فرانكوفن خورد كه اولش بهم بر خورد ولي چون ديدم واقعيتو زده از دستش ناراحت نيستم.
راجع به كارم گفت چي كار كردي؟گفتم چند تا پيشنهاد شغلي( به غير از اوني كه از طريق ايميل و به صورت خودكار و طبق رزومه ام اومده بود)را بهش گفتم و گفتم كه مي خواستند اطلاعات بيشتري ازم داشته باشند كه من چون ديدم ايران هستم ديدم درست نيست سركارشون بزارم كه گفت اشتباه كردي و مي توني از همين جا اقدام كني كه بعد قبولي بهم گفت اگر پيشنهاد كاري بهت شد بايد براي فدرال بفرستي كه بري تو اولويت.راجع به كانون هاي شغلي و آزمون هايي كه مي تونم شركت كنم تا موقعيت شغلي مو بهبود بده گفتم.راجع به محله انتخابي با عدد و رقم توضيح دادم كه چرا اونجا رو انتخاب كردم.و چون محله ي اون در اومد خوشش اومد و از اون محله تعريف كرد.راجع به اينكه نرخ بيكاري توي رشته ام 0% گفتم و بهش سند نشون دادم و مي خواستم مدارك بيشتري نشون بدم كه با لبخند گفت لازم نيست.راجع به اخبار كبك گفتم كه اونجا سر جريان دانشجوها و دانشگاه ها شلوغه كه گفت الان امنه و اين ماله 1 سال پيشه .خواستم بگم خوب برادر من اون موقع كه من واسه اين پرونده اقدام كردم و آتيشم تند بود23 سالم بود و الان ديگه پا تو سن گذاشتم ولي هيچي نگفتم.راجع به نخست وزيرو وزيراش گفتم.خيلي خلاصه . بچه ها من يك عالم.تحقيق كرده بودم.همه چي.راجع به رشته و كارم .حتي نيم نگاهي هم به ايميل هايي كه شركت هاي مختلف بهم براي ارائه شماره تماس زده بودند و ادامه پروسه استخدام زده بودن نكرد.وچون ديدم طرف مقابلم آدم كم حرفيه و ظاهرا از پر چونگي خوشش نمياد بي خيال توضيح مفصل مي شدم و با چند جمله كوتاه كه توش اعداد و ارقام مستند بود جواب مي دادم.منتظر مي ماندم كه بيشتر سوال كنه ولي متوجه شده بود اطلاعاتم وسيعه و سوالات ريز نمي كرد.
نكته ديگه اين كه اگر نمرتونو بهتون اعلام نكرد,شما هم نپرسيد.اگر لازم باشه شما بدونيد حتما بهتون مي گه يا روي سي اس كيو درج مي شه.
نكته بعدي اين كه پاسپورت من امضا نشده بود.اونجا بهم گفت امضا كن.گفتم جان؟؟؟؟اصلا نديده بودم جاي امضا داره و اون فكر كرد كه من نفهميدم چي مي گه.همون جا جلوش امضا كردم و شما هم فعلا امضا نكنيد چون به نظرم مي خواد امضا ها رو مطابقت بده كه مي گه اينجا امضا كن.
بيشتر تايم ما به سكوت گذشت و اون سريع تايپ مي كرد.قسم مي خورم به همون راحتي كه بهتون مي گن قبول شديد مي تونن بگن قبول نشديد.پس آماده باشيد.با دلار 3000 تومن داريد مي رويد كه دست پر برگرديد.خيليهاتون هم كلي پول وكيل داديد ولي بچه ها وكيل اونجا نيست كه ازتون دفاع كنه.خودتونيد و خودتون.من وكيل نداشتم,براي جمع آوري مدرك و اطلاعات خودم يكه و تنها بودم.و همه اطلاعات رو از سايت خود كبك اخذ كردم.نه از مشاوره هاي بيرون كمك گرفتم,نه حتي يكبار هم وكيلي ملاقات كردم و نه دوستي اونجا دارم و نه فاميلي كه را هنمايي بگيرم.با اين وبلاگم 1 سالي مي شه كه تازه آشنا شدم.من حتي يك جلسه هم معلم خصوصي نگرفتم چون با شرايط كاري كه داشتم اصولا وقتشو نداشتم و اين اولين بار بود كه با يك فرانكوفن بيشتر از 10 دقيقه حرف مي زدم.ژولين اونجا شده بود معلم خصوصي ام وبا سعه صدر فعل هايي رو كه با ترديد صرف مي كردم كمكم مي كرد و اصلاح مي كرد.اگر معلم خصوصي حتي براي يك جلسه گرفته بودم شايد فرانكوفن بيرون مي اومدم ولي خوب با شرايطي كه داشتم بهترين نتيجه رو گرفتم و خدا رو شكر مي كنم.
براي همتون آرزوي موفقيت و خبراي خوش دارم و از تاني و ليلاي عزيزم تشكر مي كنم كه چراغ اين كانونو روشن نگه داشتند.هر سوالي بود در خدمتم.
شرح مصاحبه عطیه و مسعود با آفیسر سیمون فارست
سلام بر تمامی دوستان عزیزم
اینم از شرح مصاحبه من و عیال : در پرونده ما عیال بنده متقاضی اصلی است و رشته آمار 12 امتیازی و منم عمران خوندم پرونده ما تیر ماه 1390 ارسال شد و ما شهریور ماه فایل نامبر کبک گرفتیم و بعد از دریافت نامه تکمیل مدارک و همچنین نامه آمادگی برای مصاحبه برای تاریخ 25 آبان ماه دعوت به مصاحبه شدیم ما هر دو مدرک فرانسه و آیلتس داشتیم فرانسه A2 , B2 و A2 , B1 و آیلتس 6.5 و تمامی مدارکمون هم تکمیل بود از سابقه کار و بیمه و حتی فیش حقوقی هم برده بودیم.
ما 2 روز قبل رفتیم استانبول و خونه یکی از دوستان خوبمون که اونجا زندگی میکنن و از اونجایی که ما 2 دفعه به استانبول سفر کرده بودیم تقریبا با همه جاهاش خوب آشنایی داشتیم ظهر روز قبل از مصاحبه هم رفتیم هتل هیلتون که ببینیم اوضاع چطوره که همین جا به دوستانی که این کارو میکنن توصیه میکنم زیاد نمونن و با کسی حرف نزنن چون ما موندیم و حرف زدیم و عیال کلی استرس گرفت و اصلا شب نخوابید چون 2 نفر از دوستان اونجا دچار مشکل شده بودن اولی به خاطر مرتبط نبودن سابقه کار با رشته تحصیلی و دومی به علت نداشتن کارت نظام پرستاری که خانم کلیمانس ازش خواسته بود خلاصه اینکه من که از قبولی مطمئن بودم کلی خوابیدم و عیال ما شب زنده داری نمودند.
ما ساعت 2 ظهر وقت مصاحبه داشتیم و ساعت 1 ظهر رسیدیم به هتل و 2 زوج دیگه هم اونجا بودن ساعت 1:30 بود که آفیسر های محترم وارد لابی شدن و هر کدوم رفتن سراغ کار خودشون فکر کنم آفیسر ها اینها بودن : آقای بوآق آقای سیمون خانم کیلیمانس و یک خانم لاغر دیگه که اسمشو یادم نمیاد
ساعت 2:03 بود که آقایSimon Forest ما رو صدا کرد و بعد از سلام کردن وارد آسانسور شدیم و شروع کرد سوال کردن از من که کی اومدید ؟ و آیا تا حالا اومده بودید استانبول ؟ که منم جوابشو دادم و منم تو دلم میگفتم آقا جان متقاضی اصلی عیاله نه من.
وارد اتاق شدیم و جاهای هر کدوم رو بهمون نشون داد و بعد از معرفی خودش و اینکه برای چی ما اینجا هستیم از عیال پاسپورت ها رو خواست و بعد از چک پاسپورت ها سراغ اصل مدرک دانشگاه رو گرفت و بعد از چک اصل مدرک رفت سراغ سوابق شغلی و شروع کرد از اولین کار عیال سوال کردن و تمامی سوابق کارها رو چک کرد و از اینکه عیال اونجا ها چی کار میکرده پرسید و عیال خودش سابقه بیمه رو نشونش داد که ازمون دفترچه بیمه خواست که خوب ما فراموش کرده بودیم ببریم و البته وکیل محترممون هم گفته بود که لازم نیست خلاصه من بهش گفتم سابقه بیمه ترجمه شده از تامین اجتماعی مدرک قابل استناد و هر کسی که دفترچه داره لزوما بیمه نیست که قبول کرد ولی گفت 90% آدم هایی که بیمه هستن دفترچه دارن و فقط 10% آدم ها دفترچه ندارن که شماها هم جزو اون 10% هستید ولی قبوله.
راستی عیال هم در کار دومش در یک شرکتی کار میکرد که تو کار تولید یک متریال خاص جهت دکوراسیون منزل بودند که آقای سیمون گیر داده بود که این متریال چی هست و کاربردش چیه ؟ که خب ما هر چی توضیح دادیم از نظر فنی نمیفهمید که با کلی تلاش و توضیح که عیال داد بالاخره فهمید کاربرد این متریال چی هست.
بعد از من اصل مدرک تحصیلی رو خواست و بعد از چک مدرک راجع به اولین کارم سوال کرد و منم براش توضیح دادم که تو یک کارخانه صنایع غذایی مسئول ساخت و ساز سیلو های انبار مواد غذایی بودم که کلی براش توضیح دادم که سیلو در ایران چیه و فکر میکرد از سیلو هایی که گندم انبار میکنن میگم که براش شکلشو رو کاغذ کشیدم و گفتم اینه که گفت سیلو های شما در ایران فرق میکنه. و بعد از این ارزش های کبک رو از عیال سوال کرد و رزومه جفتمون رو هم نگاه کرد و سرچ های کاری عیال رو که خودمون نشونش دادیم و عیال و من هر چی که میگفتیم آقای سیمون سرش تو کامیپوترش بود و داشت تایپ میکرد.
در آخر هم بهمون گفت شما قبول شدید و در خصوص کار من توضیح داد که بازار کارش خوبه ولی کد CNP عیال رو عوض کرد و گفت برای رشته آمار کار زیاد نیست و سعی کن تو این کد رشته که برات زدم دنبال کار بگردی و جفتمون رو هم کد 130 با جمله اولویت بالا که در جلوش اومد در سی اس کیو عنوان کرد.
از مدارک ما نه شناسنامه ها و نه سوابق کاری من و بیمه من و هیچ کدوم از سرچ های خانه و ماشین و نقشه مونترال و خیلی از سوال هایی که ما آماده کرده بودیم رو نپرسید و مصاحبه در جوی کاملا صمیمی و خوب و همراه با خندیدن سپری شد و من فکر میکنم آفیسرها اینقدر رو پرونده اشراف دارن که یه جورایی مصاحبه ما جنبه تشریفاتی داشت.
من به سیمون گفتم اتاق شما خیلی گرمه و ایشون هم آب بهم تعارف کرد گفت بخور مجانیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در آخر از تمام دوستان آشنایان، بستگان، همراهان، همسایه ها، همکاران، رفقا اینترنتی تشکرات دارم و امیدوارم همه دوستان منتظر مصاحبه موفق باشند و فقط اینو باید بگم کسانی که زبان فرانسه رو یاد گرفتند و مدارکشون تکمیله با اعتماد به نفس و انرژی مثبت 100% قبولند و جای هیچ نگرانی نیست والا اینقدر این آقای سیمون خوب بود و هیچی از ما نپرسید که خودمون هم گیج بودیم که بعد از 1.5 سال فرانسه خوندن این مصاحبه به این راحتی دیگه چی چی بود.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شرح مصاحبه ی سارا با آفیسر ژولین
سلام؛ سارا هستم؛ ما 18 آبان مصاحبه داشتیم با آقای ژولین، 40 دقیقه طول کشید و اصلا ما را اذیت نکرد. خیلی مهربان و مودب بود و خودش کلی به ما آرامش داد. من کامپیوتر با مدرک B1 و همسرم مکانیک با مدرک A2 بود. بیش از 2 سال از تاریخ فایل ما میگذشت و قبلا به ما ایمیل زده بودند و گفته بودند که باید اجباری امتحان بدیم و نمره را برای آنها بفرستیم بعدش دعوت به مصاحبه شدیم.
هر دو بیمه داشتیم ولی فقط نامه های کاری من را با سوابق بیمه مطابقت داد.
نکته جالب این بود که فقط نامه کاری را قبول داشت و قرارداد را قبول نمی کرد مثلا یکی از سوابق کاری من که 11 ماه بود و براش نامه از محل کارم نگرفته بودم و به جاش قراردادم را ترجمه رسمی کرده بودم، قبول نکرد. ولی در کل چون من 7 سال سابقه کار داشتم مشکلی برام ایجاد نشد.
سوالاتی که از من پرسید: در کبک چطور کار پیدا میکنی؟ (من گفتم از طریق Emploi Quebec و LinkedIn و تا حالا هم کلی کار پیدا کردم ولی سرچ های کاریم رو نگاه نکرد!)، بچه دارید؟ (نه) الان در کبک مردم در چه موردی صحبت میکنند؟ (من به انتخابات نخست وزیرشون اشاره کردم) آیا رشته های شما نظام دارد؟ (نظام مهندسی منظورش بود که من آن شکل معروف رویه عضویت در نظام مهندسی کبک را بهش نشان دادم) از دیروز تا الان را به انگلیسی توضیح بده که چه کارهایی انجام دادی، در کدام شهر میخواهید زندگی کنید و چرا؟ کدام شهرهای کبک را بلد هستی؟
از همسرم فقط یک سوال پرسید و اینکه شغلش چیست
اصلا در مورد کارم، محل کارم، رشته دانشگاهی یا ریزنمرات دانشگاهی و ارزش های کبک سوال نپرسید!
پاسپورت را نگاه کرد و خواست که آن را امضا کنیم و امضا را با امضاهای فرم ها مطابقت داد
کسانی که بیش از 6 ماه از تاریخ پر کردن فرم هایشان میگذرد حتما دوباره فرم ها را پر کنند، امضا کنند و با خودشون ببرند
در کل مصاحبه ما در سکوت گذشت و داشت مدارک دانشگاه و نامه های کاری و بیمه را چک میکرد.
من هم خودم صحبت اضافی نکردم چون ترسیدم در بین توضیحات اضافی خودم به چیزی گیر بدهد و بخواهد بیشتر توضیح بدهم و الان خوشحالم که ریسک نکردم اگر چه که ما فرانکوفن نشدیم
نکته مهم: به جو منفی كه بعضي ها در لابی هتل ميدن توجه نكنید.اگر مدارك كامل باشه و مشكل زبان هم نباشه موردي نيست و اگر سوال ميپرسند براي اين هست كه خودشون اطلاعاتشون كامل باشه.
ببخشید که کلی غلط املایی و انشایی دارم خیلی با عجله این متن را تایپ کردم؛ امیدورم برای دوستان مفید باشد