سلام ليلا جون و تاني عزيز
من شبنم هستم و از طريق وبلاگ خوب شما هم اطلاعات مقيدي گرفتم براي پروسه مهاجرت و هم انرژي مثبت فراوون. مي خواستم شرح مصاحبه ام را براي تون بذارم:

همونطوريكه دوستان عزيز مي دونن من و چند تا از دوستان در اين وبلاگ بيش از 10 ماه نامه انتظار داشتيم. خلاصه پرونده من به شرح زير است:
 ارسال مدارك: دسامبر 2010
فايل نامبر مي: 2011
نامه انتظار: نوامبر 2012
نامه دعوت به مصاحبه: 13 آگوست 2013
مصاحبه: 21 اكتبر 2013
پس مي بينيد كه من نزديك به يكسال منتظر روز مصاحبه بودم. رشته من و همسرم كامپيوتر هست كه الان به 12 امتياز ارتقا پيدا كرده و هر دو دو تا ب1 در امتحان ت س اف و تف داريم.
 2 روز قبل مصاحبه به استانبول رفتيم بماند كه در پروازمون قيافه همه اونايي كه اين روزا مصاحبه دارند تابلو بود. اين دو روزي خودمونو تو هتل حبس كرديم و هر چي بيشتر به زمان مصاحبه نزديك مي شديم احساس مي كرديم همه چي يادمون رفته. بعداز ظهر روز قبل مصاحبه به همت گوگل مپ آدرس هتل پاركسا رو پيدا كرديم و پياده از ميدان تقسيم به اونجا رفتيم. يه نيم ساعتي پياده روي كرديم و در بين راه مناظر بسيار زيبايي را هم كشف كرديم.
فردا صبح ساعت 11:30 مصاحبه داشتيم ومن از 5 صبح بيدار شدم شروع كردم به خوندن. يعني اگر من براي كنكور اينقدر وقت مي ذاشتم جزء 10 نفر اول بودم!

ساعت 8:30 پياده رفتيم هتل پاركسا و 9 اونجا بوديم. دوستان عزيز منتظر در لابي نشسته بودند و بر خلاف اينكه دوستان مي گفتن جو هتل خوب نيست و زودتر نريد. به نظر ما كه خيلي هم جو خوب بود البته كسي با كسي صحبت نمي كرد. بالاخره بچه هايي كه از ساعت 8:30 مصاحبه داشتند يكي يكي مي آمدند بيرون و خبر قبوليشونو مي دادند. و البته ماها كه اوجا نشسته بوديم انرژي مي گرفتيم.تا شد ساعت 12 كه آقاي جان لوك پواسون اومدند و اسم منو صدا زدند. رفتيم تو آسانسور بعد از سلام و احوالپرسي از من پرسيد از كدام شهر ايران هستيد؟ منم گفتم و اون گفت آهان شما ايران. يعني كف كرده بوديم...
اينو داخل پرانتز بگم. همه جور اطلاعات راجع به ايران دارند. خدايي نكرده دنبال پيچوندن نباشيم!
رفتيم تو اتاقش تعارف كرد بنشينيم. بعد از نشستن اول خودشو معرفي كرد. بعد گفت مصاحبه ما از سه بخش تشكيل مي شه. بخش اول چك كردن مدارك. بخش دوم چك كردن سطح زبانتون و بخش سوم اينكه انگيزه شما از رفتن چي هست. بعد هم گفت كه اگر قبول بشيد مي گم قبول شديد و اگر هم قبول نشيد دليل رد شدنتون را هم بهتون اعلام مي كنم.
خلاصه همون اول يه تكون بهمون داد كه شايد قبول نشيد و دلتونو شاد نكنيد. از همون اول هم اشاره كرد به من كه مدركت چيه؟ منم گفتم فوق ليسانس. گفت مدرك و ريز نمراتت را بده. منم دادم. ازم پرسيد تاريخ دريافت مدركت چيه؟ گفتم 2008. با يه حالت جدي گفت 2008 يا 2010؟ گفتم 2008. گفت نه اينجا نوشته 2010. منم از استرس داشتم سكته مي زدم گفتم مطمئنم 2008. و بعد خودش گفت آه اشتباه از منه و 2010 تاريخ درخواستت بوده.... به نظرم مي خواست ببينه استرس دارم يا ندارم. و آيا به مداركم مسلط هستم يا نه؟
خبعد گفت مدرك ليسانس و ريز نمراتت را بده و تاريخ اونم پرسيد . بعد نامه كاري ام را گرفت. بعدش هم گفت Securite Social را بده من فكر كردم منظورش عدم سوء پيشينه استو خواستم تكرار كنه چون من عدم سو پيشينه نداشتم. تا اينو گفتم به فارسي گفت تامين اجتماعي. و من برگه بيمه ام را دادم. بعدش گفت موسيو حالا نوبت شماست. مدركت چيه و ريز نمراتت و مدركت را بده ببينم. همسرم هم داد. از اونم تاريخ ليسانسش را پرسيد. بعد بيمه و نامه كاري اش را گرفت. يادم رفت بگم فيش حقوقي آخرين ماه را هم ازم خواست. خلاصه با شوهرم سر اسم شركتش شروع به حرف زدن كرد. چون تو فرماي اوليه دارالترجمه اسم شركت را بدون ترجمه وارد كرده بود و در نامه آپديت دارالترجمه(بلانسبت احمق) اسم شركت را نصفشو ترجمه نصفشم همينطوري معمولي نوشته بود. اونم گير داده بود چرا در يك زمان توي دو تا شركت كه اسمشون فقط يكيم با هم فرق مي كنه كار مي كردي؟ خلاصه همسر جون توضيحات كافي را داد و اونم قانع شد. خلاصه بعد از اينكه مدارك را تا همين حد چك كرد رو كرد به همسرم و گفت. شما موسيو زبانت را كجا ياد گرفتي؟ و همسرم شروع كرد جواب دادن كه تو شهر ما زياد كلاس زبان فرانسه نيست و ما مجبور بوديم هر هفته بياييم تهران كه من در همين لحظه مدارك زبان را درآوردم كه همسرم ببينه و بگه و گفت. و آقاي آفيسر گفت ا شما هم مدرك داريد. بعد گف كه خوب چرا مي خواهيد بريد كبك. كه شوهرم در مورد كبك و ارزشها و كمي در مورد رشتمون كه هاي ديمند شده توضيح داد. بعد به همسرم گفت از اينكه ب1 گرفتي سورپرايز شدي نه؟ كه شوهرم درجا بهش گفت: سورپرايز شدم؟ نه اصلاً. چرا سورپرايز بشم. دارم مي گم ما با اين همه زحمت درس خونديم. خودمون خونديم. اصلاً تازه كم هم بهم دادن. 
من همينجا فكر كردم كه اون چرا از من شروع نكرده. آخه من مين هستم. خلاصه تازه بعد اينهمه مدت رو كرد به من كه شما مي خواي بري كبك چكار كني؟ بعدش من تو توضيحاتم به ORDRE و عضويت و مراحل عضويت هم اشاره كردم. بعد از توضيحاتم به فرانسوي بهم گفت سوالاي بعدي را به انگليسي جواب بده. و خودش انگليسي پرسيد تفاوت سطح زبان فرانسه ات با انگليسيت چقدر؟ منم گفتم معلومه كه فرانسه ام خيلي بهتر از انگليسي ام شده چون سه ساله كه فقط فرانسه مي خونم. بعد گفت دوباره به انگليسي چند تا برادر و خواهر داري؟ منم گفتم و گفت باشه ممنون و سرش تمام مدت تو كامپيوتر بود و تايپ مي كرد. بعد گفت مادام چرا گفتي بايد عضو اقد بشي؟ گفتم چون عنوان رشته ام مهندسي كامپوتره و عناوين مهندسي بايد عضو اقد بشن. گفت مادام اقد را فراموش كن! همينطوري. رشته هايي مثل عمران برق و مكانيك بايد عضو اقد بشن و شما به محض ورودتون مي تونيد به عنوان برنامه نويس و طراح وب سايت و همه چيزلي ديگه كه الان تجربه اش را داريد كار كنيد و اصلا لازم نيست عضو اقد بشيد و بعد گفت مدرك فرانسه ات را بده. و گفت امتيازتون كامله و شما قبول شديد ما هم لبخند زيدم و بعش گفت كه كپي مدركتونو داريد؟ گفتيم نه. گفت پس چند دقيقه منو ببخشيد الان مي آم و مدارك را گرفت و رفت. تا برگرده ما تو شوك خبر قبوليمون بوديم. گفتيم نه بابا الكي گفته. هنوز مصاحبمون تموم نشده. چون اصلاً ازمون نامه بانك شناسنامه، سند ازدواج،فرم هايي كه آپديت كرديم فرم قرارداد مالي فرم هاي ORDRE فرم اعلام همسر و.... اصلاً نخواست.
اصلاً سرچ هامونو نديد و نخواست. بعد كه برگشت. در مورد چطور كار پيدا كردن، چطور فرمهاي فدرال را پر كردن و كلي چيزاي ديگه برامون مفصل توضيح داد. و گفت كه شما تو شهرتون كلاس فرانسه درست و حسابي نداريد نه؟ گفتيم نه. گفت اين كارت را بگيريد و اگر يه كلاسهايي كه الان آدرسش را بهتون مي دم در تهران بريد به محض ورودتون به كبك 1500 دلار به هر نفرتون مي دن. و رفت تو اينترنت و سايت سفارت فرانسه تو ايران كه همه مي شناسيمش را باز كرد به ما نشون داد دومرتبه در موردش توضيح داد ما هم گفتيم بله ما اينو مي شناسيم و امتحانمونم اينجا داديم. باز كل سايت را برامون پرينت كرد داد دستمون. كلي راهنمايي كرد كه زبانتونو قوي كنيد و همه رو نذاريد براي بعد از ورودتون. و گفت هر چه زودتر فايل فدرالتونو باز كنيد. كه من اينجا پرسيدم موسيو چقدر زمان مي بره باري مديكال و .... گفت تو خود سايت فدرال نوشته بيش از 16 ماه اما من فكر مي كنم ظرف 3 تا 6 ماه بشه.
خلاصه نمي دونيد چه آدم با شخصيت و خوب و فهميده اي هست. همه چيزايي كه ما فكر مي كرديم بايد از ما بپرسه رو خودش برامون توضيح داد. خلاصه مصاحبه كاملاً خوبي بود و درسته كه ما استرس داشتيم ولي اينو بگم كه اونا دنبال گير دادن نيستند. به شرط اينكه مداركمون كامل باشه و مدرك زبان داشته باشيم اصلاً گير نمي دن.

در ضمن اونروز همه به جز يك نفر كه مشروط به ارسال مدرك ب2 شده بود بقيه همه قبول شدن.
فرداي انروزم همه قبول شدن حتي يكي از بجه ها در جواب سوال آقاي پواسون كه پرسيده بود اگر اونجا كار پيدا نكني چكار مي خواب بكني؟ گفت من كار فرهنگي مي كنم و مي تونم بخونم. اونم گفته بخون ببينم. دوستمون هم يه آهنگ فرانسوي خوند. پواسون هم گفت نه فارسي بخون. اونم نشست اونجا براش يه آهنگ از ويگن خوند. خلاصه جو خيلي خوبي بود.
ببخشيد كه اينقدر با جزئيات گفتم چون مي خواستم همه چي رو بگم. به اميد قبولي همه دوستان گلم.